پست ثابت

اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،cafe-webniaz.ir

مشغول انتخاب لباسی که میخواستی بپوشی،cafe-webniaz.ir

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی،cafe-webniaz.ir

فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلامcafe-webniaz.ir

اما تو خیلی مشغول بودی.cafe-webniaz.ir

یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاریcafe-webniaz.ir

 نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.cafe-webniaz.ir

بعد دیدمت که از جا پریدی،cafe-webniaz.ir

اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا ازcafe-webniaz.ir

آخرین شایعات با خبر شوی.cafe-webniaz.ir

تمام روز با صبوری منتظرت بودم،cafe-webniaz.ir

با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتیcafe-webniaz.ir

با من حرف بزنی.cafe-webniaz.ir

متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛cafe-webniaz.ir

شاید چون خجالت می کشیدی،cafe-webniaz.ir

سرت را به سوی من خم نکردی!!!cafe-webniaz.ir

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.cafe-webniaz.ir

بعد از انجام دادن چند کار،cafe-webniaz.ir

تلویزیون را روشن کردی،cafe-webniaz.ir

نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟cafe-webniaz.ir

در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی راcafe-webniaz.ir

جلوی آن می گذرانی.cafe-webniaz.ir

در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایشcafe-webniaz.ir

 لذت می بری.cafe-webniaz.ir

باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،cafe-webniaz.ir

شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!cafe-webniaz.ir

موقع خواب،cafe-webniaz.ir

فکر می کنم خیلی خسته بودی،cafe-webniaz.ir

بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی،cafe-webniaz.ir

نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛cafe-webniaz.ir

اما اشکالی ندارد،cafe-webniaz.ir

آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!cafe-webniaz.ir

هنگامی که به خواب رفتی،cafe-webniaz.ir

صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بودcafe-webniaz.ir

را عاشقانه لمس کردم.cafe-webniaz.ir

چقدر مشتاقم که به تو بگویم:cafe-webniaz.ir

چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی…cafe-webniaz.ir

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده امcafe-webniaz.ir

من صبورم،cafe-webniaz.ir

بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.cafe-webniaz.ir

حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی.cafe-webniaz.ir

من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم،cafe-webniaz.ir

منتظر یک سر تکان دادن،cafe-webniaz.ir

یک دعا،cafe-webniaz.ir

یک فکر،cafe-webniaz.ir

یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید.cafe-webniaz.ir

خیلی سخت است که مکالمه ای یکطرفه داشته باشی.cafe-webniaz.ir

خوب،cafe-webniaz.ir

من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود،cafe-webniaz.ir

به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!cafe-webniaz.ir

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟cafe-webniaz.ir

اگر نه،cafe-webniaz.ir

عیبی ندارد،cafe-webniaz.ir

من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم.cafe-webniaz.ir

من هرگز دست نخواهم کشید…cafe-webniaz.ir

روز خوبی داشته باشی. cafe-webniaz.ir

این روز ها چقد یاد خدارو میکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟


####################

خدایا شکرت

/ 6 نظر / 19 بازدید
ميلاد

سلام دوست عزيز وبلاگ خوبي داري ما يه سايت آپلود داريم خوشحال ميشم اگه از اين به بعد فايل ها و عکس هاتو توي سايت ما آپلود کني قابليت آنلاين تغيير سايز عکس هم وجود داره. همچنين آنلاين فايلهاي پي دي اف و ... رو کاربرانتون ميتونن مشاهده کنن ممنون

ديانا

سلام با امروزم بهت سر زدم و تو نيومدي اين وبلاگم رو توي لاين بلاگ ساختم لطفا نظرت رو برام کامنت کن لاين بلاگ سيستم خوبيه پيشنهاد مي کنم تو هم توش يه وبلاگ بسازي همه بچه هاي گروه وبلاگ نويسا توش وبلاگ دارن نظر يادت نره

مريم

سلام ، مطلب خيلي خوبي بود ممنون از زحمتي که کشيديد ، منم يه سايت دارم با موضوع ابزار و کدهاي زيباسازي براي وبلاگ نويسان ، ابزارهايي مثلا : ابزار عشق سنج ، ابزار اسلايدر تصاوير ، ابزار بارش حباب و ستاره و قلب و ابزار اوقات شرعي ووو... منتظر حضورتون هستم [قلب][گل]

سردار خیبر

ای شهیدان! ما بعد از شما هیچ نكردیم!!! لباس های خاكی تان را در میدان های مین و لابه لای سیم خاردارها رها كردیم عهدمان را شكستیم و دعای عهد را فراموش كردیم زمان ندبه و سمات را گم كردیم. شربت های صلواتی را با نسیان بر زمین ریختیم و به عطش خندیدیم. بر تصاویر نورانی تان روی دیوارهای شهر رنگ غفلت پاشیدیم و پوستر تبلیغاتی نصب كردیم. تاول شیمیایی را از یاد بردیم و غیرت ها را به بهایی اندك فروختیم... عشق را به بازی گرفتیم و از خونهایتان به راحتی گذشتیم... اما باز هم امیدی هست!!! آری ! تا ولایت هست هنوز امید داریم

سردار خیبر

از خــــــداوند درخواست شهـــــــادت کنیــــــــد اگر خداوند فرمود : لیاقت شهادت نداری.... بگو مگر آنچه تا به حال به من داده ای لیاقتش را داشته ام؟..... کدامین نعمتت را لایق بودم که حالا لیاقت این یکی را داشته باشم؟.... مگر تو تا به اکنون در بذل نعمت هایت ، به لیاقت من روسیاه نگاه کرده ای؟.... شهادت را هم مانند بقیه داده هایت ببخش... اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

mojtaba

سلام مطالب خوبی دارید لذت بردم موفق باشید دوست عزیز[گل] http://kandida.persianblog.ir